تبليغاتX
جا مانده از قافله نور
 

فاصله

ياد  آن روز بخير اين همه ديوار نبود

اينچنين بر دل ما گرد غم يار نبود

چشم بيواسته آن روزخدا را ميديد

 حيف شد چشم دلم لايق ديدار نبود

ميشكستيم پل فاصله را با هر گام

بين ما و شهدا فاصله بسيار نبود

داغ دل بود و غم جاري ايام ولي

روي پيشاني دل اين همه زنگار نبود

كاش مي ريخت تماميت اين فاصله ها

كاش بين من و دل اين همه ديوار نبود


خیلی من جامانده رادعا کنید

| |
لينك ثابت | نوشته شده توسط سید محمد حسین انجوی | در جمعه پانزدهم مهر 1390 | ساعت22:35

دفاع مقدس

31 شهريور 1359 با حمله هوايي عراق به چند فرودگاه ايران و تعرض زميني همزمان ارتش بعث به شهرهاي غرب و جنوب ايران، جنگ 8 ساله حكومت صدام حسين عليه ايران آغاز شد. اين جنگ 19 ماه پس از پيروزي انقلاب اسلامي و چند روز پس از آن اتفاق افتاد كه صدام پيمان الجزاير را در برابر دوربين‌هاي تلويزيون بغداد پاره كرد. صدام در نطقي با تأكيد بر مالكيت مطلق كشورش بر اروند رود (كه وي آن را شط‌العرب ناميد) و ادعاي تعلق جزاير ايران به «اعراب» جنگ را در زمين، هوا و دريا عليه ايران آغاز كرد.
اين جنگ در حالي شروع شد كه مردم ايران دوران نقاهت پس از انقلاب را مي‌گذراندند و طبعاً به بازسازي كشور و آرامش و سازندگي مي‌انديشيدند. نيروهاي مسلح نيز به دليل آن كه انتظار جنگ را نداشتند، از آمادگي چنداني براي رويارويي در يك نبرد بزرگ برخوردار نبودند. به همين دلايل، نظاميان عراق در ماههاي اول پس از شروع حمله، موفق شدند چند شهر مرزي را در غرب و جنوب ايران تصرف كنند.
علل آغاز جنگ
گرچه صدام حسين در ساعات مياني 31 شهريور و پيش از صدور فرمان حمله به ايران، موضوع اختلافات مرزي را دليل وقوع جنگ عنوان كرد، اما حتي خود او نيز مي‌دانست اين جنگ مرحله اجرايي نقشه برنامه‌ريزي شده، هدفمند و فرامنطقه‌اي است و دولت بغداد به دليل اختلافات زميني و دريايي خود با ايران، تنها داوطلب اجراي اين نقشه شده است.
واقعيت اين است كه انقلاب اسلامي تنها سبب از بين بردن «جزيره ثبات غرب» در منطقه نشده بود، بلكه تمامي الگوها و هنجارهاي مورد نظر غرب در خاورميانه و خليج فارس را بر هم زده بود. انقلاب اسلامي در برابر نظامهاي لائيكي مورد نظر غرب در منطقه، با صراحت، احياء مذهب را صلا مي‌داد. علاوه بر آن قدرتهاي بزرگ از اين نگران بودند كه ثبات مورد نظر آنان در خاورميانه و همچنين جريان آرام و مطلوب نفت از خليج فارس، با تثبيت انقلاب اسلامي و جمهوري اسلامي ايران به خطر افتد. به همين دليل امريكا و اتحاد جماهير شوروي ـ عليرغم اختلافات برخاسته از فضاي جنگ سرد ـ در نارضايي از انقلاب اسلامي ايران موضع يكساني داشتند.
جمهوري اسلامي ايران در طول يك سال و چند ماه قبل از وقوع جنگ تحميلي، با فشارهاي برون مرزي متعددي روبرو شد:
جنگ تبليغاتي، سياسي رواني؛ محاصره اقتصادي؛ بلوكه كردن دارايي‌هاي ايران؛ تهديدات نظامي (مداخله نظامي در طبس و ...)؛ تحريف ماهيت انقلاب اسلامي در عرصه بين‌المللي؛ دامن زدن به تروريسم و ناامني داخلي و حمايت از آن.
هدف از اين اعمال، بدبين ساختن افكار عمومي جهان نسبت به انقلاب اسلامي، جلوگيري از شناسايي سياسي جمهوري اسلامي و فراهم ساختن زمينه هاي جنگ عليه ايران بود. هدف اين بودكه هرگونه برخورد با ايران، در عرصه بين‌المللي، اقدامي در جهت بازگرداندن ثبات و آرامش به منطقه ومطابق خواست جامعه جهاني جلوه كرده و توجيه پذير باشد. هدف اين بود كه نگذارند نهضت امام خميني (ره) به عامل تأثيرگذار در تعيين نظم استراتژيك جهان تبديل شود.
اين گونه اهداف و ديدگاهها نيز نمي‌توانست در چهارچوب اختلافات مرزي و جاه‌طلبي‌هاي صدام تعريف شود. صدام در حقيقت فريب توطئه خارجي را خورد و جاه‌طلبي‌اش محركي براي انتخاب عراق در اجراي اين توطئه بود. البته در كنار اين جاه‌طلبي، صدام انگيزه‌هاي جداگانه‌اي نيز براي جنگ داشت: صدام از تأثير انقلاب اسلامي ايران بر جمعيت 60 درصدي شيعيان عراق نگران بود؛ صدام همانگونه كه خود و دولتمردانش به دفعات اعلام كردند از پيمان الجزيره ناراضي بوده و در پي فرصتي براي لغو آن و حل يكسره اختلافات مرزي دو كشور مطابق ميل خود بود؛ صدام ـ بعدها از زبان سياستمداران عراقي و غير عراقي منتشر شد ـ مايل بود در برنامه نابودي انقلاب اسلامي و جمهوري اسلامي ايران و از بين بردن خطرتفكر اسلامي براي استعمارگران، در منطقه پيشقدم شود تا بتواند حمايت دولتهايي را كه با پيروزي انقلاب اسلامي منافعشان خطر افتاده، جلب كند و خود رهبري جهان عرب را به دست گيرد.
به همين دليل بسياري از تحليلگران سياسي، جنگ تحميلي عراق عليه ايران را تهاجمي فرا منطقه‌اي و برخاسته از اراده برون مرزي مي‌شمارند.
البته حوادث بعد نشان داد كه امريكا و يارانش در تبيين واقعيت‌ها، اشتباه كرده و دچار خوش‌بيني شده بودند كه ناشي از ماهيت رخدادهاي سياسي‌ـ اجتماعي و اطلاعات نادرست امريكا بود. امريكا به رغم نظام و سيستم اطلاعاتي‌اش، همچنين حضور طولاني مدت در جامعه ايران، فاقد اطلاعات واقعي بود و توان تبيين صحيح اين اطلاعات را نيز نداشت.
مجموعه اين مسايل، امريكا و هم پيمانانش را به چالشي با جامعه ايران كشاند كه هنوز بعد از گذشت نزديك به سه دهه به پايان نرسيده است. گرچه در اين مدت تحولات زيادي رخ داده، اما به طور قطع آن چه امريكايي‌ها از آن هراس داشتند اتفاق افتاد؛ انقلاب اسلامي ايران در برگرفتن غبار از چهره اسلام و خارج ساختن آن از كنج راكد عبادتگاهها به صحنه سياسي جوامع بشري موفق بود.
تمهيدات صدام براي جنگ تحميلي
صدام كه اساساً با نيت

| |
لينك ثابت | نوشته شده توسط سید محمد حسین انجوی | در یکشنبه دهم مهر 1390 | ساعت21:55

به بهانه سالگردعملیاتهای خیبروبدر
بررسى آثار عملیات هاى آبى خاکى (خیبر و بدر ) در روند جنگ تحمیلى




اقدامات ایران پس از والفجر مقدماتى و والفجر یک یعنى عملیات خیبر و بدر را مى توان مبدا تحول و دگرگونى در اقدامات نظامى ایران در سال هاى بعد دانست.
ظهور نبوغ نظامى در مقابل پیچیدگى هاى دشمن که با حمایت منابع و کارشناسان خارجى، در زمین، تسلیحات و شیوه نبرد با رزمندگان اسلام، تغییرات و توسعه قابل ملاحظه اى یافته بود، موجب شد، جنگ وارد مرحله جدیدى شود که متفاوت با شرایط قبلى آن بود. به عبارت دیگر، ابتکار عمل سپاه پاسداران در هورالهویزه و پیگیرى شکل جدیدى از جنگ در برابر دشمن، عقب ماندگى جبهه خودى را در برابر پیچیده شدن جنگ پس از ورود به خاک عراق، جبران کرد و گونه اى خلاقیت نظامى را به نمایش گذاشت که تاثیرات قابل ملاحظه اى در تصمیم گیرى و برنامه ریزى نظامى- سیاسى عراق داشت. علاوه بر این، در سطح منطقه و جهان، نیز امریکا و کشورهاى عربى در پى ابتکار عمل ایران در جنگ که اشکال مختلف آن روشن و قابل پیش بینى نبود، دچار نگرانى شدند. در واقع، عملیات خیبر ضمن آن که بن بست جنگ را گشود و عراق را به چاره اندیشى دوباره براى جلوگیرى از موفقیت ایران وادار کرد، موجب بازنگرى درسیاست هاى پیشین امریکا و توجه بیشتر این کشور براى نزدیک تر شدن به صحنه جنگ شد. و سرانجام، مى توان گفت، این دوره، مبدا ابتکار عمل براى ادامه نبرد تا پایان جنگ بود که آثار آن در عملیات هاى آینده به شکل هاى گوناگون ظاهر شد.
آثار نظامى عملیات هاى بدر و خیبر
در سال های1362 و1363 دستیابى به عملیاتى پیروزمندانه به گونه اى که حامیان منطقه اى و جهانى عراق، شرایط ایران را بپذیرند، به عنوان محور تلاش هاى نظامى جمهورى اسلامى قرار گرفت و از این پس، عملیات هاى مختلف براى تحقق این هدف سیاسى انجام شد. عراق همچون گذشته درصدد مقابله با حملات ایران برآمد و از سوى دیگر، بسیار تلاش کرد تا با گشودن جبهه هاى جدید در خلیج فارس و حمله به منابع نفتى و نفت کش ها و نیز شدت بخشیدن به جنگ شهرها، ایران را به مذاکره و پذیرش صلح، بدون دستیابى به حداقل حقوق سیاسى- اقتصادى، وادار کند. شاید بتوان گفت: تلاش عراق براى وارد کردن طرف سوم به صحنه درگیرى و به عبارت دیگر، بین المللى کردن جنگ، از همین مقطع آغاز شد. این سیاست که در این مقطع از شدت کمترى برخوردار بود، به تدریج در مقاطع بعد افزایش یافت.
تغییرات در طرح هاى عملیاتى
عملیات هاى خیبر و بدر در هورالهویزه موجب دگرگونى اساسى در سازمان رزم سپاه و طراحى عملیات هاى بعدى شد. مهمترین جنبه این تغییر، شکل گیرى سازمان رزم، آموزش، تجهیزات و سلاح براى عملیات هاى آبى- خاکى بود. انجام عملیات آبى- خاکى که از عملیات خیبر وارد جنگ شد و با عملیات بدر ادامه یافت، در عملیات هاى بعدى نیز یکى از جنبه هاى اصلى نبردها را شکل داد. قایق و غواص پدیده هاى نوظهورى بودند که با این شکل جدید و در این مقطع پا به عرصه جنگ گذاشتند و توانستند، دشمن را در عملیات هاى مختلف در داخل رودخانه ها، آب گرفتگى یا خلیج فارس با مشکلات جدى مواجه سازند، پدیده هایى که تا پایان نبرد براى عراق حل نشدنى مى نمود. به لحاظ دیگر، این دو پدیده بار دیگر امکان حمله به جناحین و حمله به عقبه و دور زدن مواضع دشمن را میسر ساختند که درمیان سایر تغییرات از اهمیت بیشترى برخوردار بود. این تغییر به همراه سایر تغییرات، جمهورى اسلامى را از برترى جدیدى نسبت به دشمن برخوردار کردند. دراین سطح عراق بار دیگر پى برد، با تمام تمهیداتى که به کار برده بود و تصور مى نمود حملات نظامى ایران کنترل شده است، خطر را به طور جدى تر و بیش از گذشته احساس مى کرد. به ویژه، دشمن این بار دریافت که ابتکار ایرانى ها پایان ناپذیر مى نماید. از این رو، عراق یک بار دیگر به توسعه توان رزمى، به ویژه توسعه سازمان رزم پرداخت، زیرا با اضافه شدن منطقه وسیع هورالهویزه به خط هاى پدافندى، سازمان موجود قادر به دفاع از جبهه هاى حساس نبود، لذا سپاه جدیدى را ایجاد کرد و مسوولیت هورالهویزه را به آن سپرد. علاوه بر این، آنها فعالیت بسیار زیادى را براى تشکیل موضع دفاعى و ایجاد موانع و استحکامات در منطقه هور آغاز کردند که به لحاظ گستردگى منطقه توان قابل ملاحظه اى را مى طلبید و تسلط کامل بر آن نیز به زودى میسر نبود. و بالاخره، فرماندهان عراقى یک بار دیگر مواضع دفاعى خود را مورد بازنگرى و تجزیه و تحلیل قرار دادند تا مبادا یک غفلت استراتژیک مانند هور، برترى دیگرى براى ایران به ارمغان آورد.
فعالیت مستقل ارتش و سپاه
از جنبه هاى دیگر در این مقطع، مى توان به آغاز فصل جدیدى اشاره کرد که در آن سپاه و ارتش به انجام عملیات مستقل پرداختند با آن که سپاه و ارتش در عملیات بدر یک بار دیگر به طور مشترک وارد عمل شدند اما انجام عملیات مستقل که با عملیات خیبر آغاز شد، در پایان این مقطع به عنوان محور اصلى در نقش ارتش و سپاه بر اقدامات آتى سایه افکند. و بالاخره، مى توان اظهار داشت که در پایان این مقطع، جنگ و سپاه با یک دیگر گره خورده و بار جنگ بیش از گذشته بر دوش سپاه گذاشته شد.
تشکیل قرارگاه خاتم الانبیاء
با ورود حجت الاسلام هاشمى رفسنجانى به عنوان فرمانده جنگ، از آغاز دور جدید تحولات نظامى، شاهد دخالت ایشان در مسایل و تصمیم گیرى هاى نظامى هستیم. چرا که براى پیشبرد استراتژى جدید که بر محور دیپلماسى بود، به حضور مسوولان کشور در چنین سطحى در جنگ نیاز داشت. همچنین، با توجه به جدایى ارتش و سپاه، آقاى هاشمى نقش هم آهنگ کننده اقدامات آتى را بر عهده گرفت و بالاخره، با وجود تمام این مسایل، ایشان مایل بود، در اداره میدان نبرد دخالت مستقیم داشته باشد.
افزایش حضور فرماندهان رده بالاى سپاه در این مقطع
مسأله دیگرى که باید مورد توجه قرار گیرد، افزایش صدمات وارده به نیروهاى اصلى و ثابت سازمان رزم سپاه است. پس از آن که جنگ وارد خاک عراق شد، به دلیل شدت عمل دشمن، سخت شدن نبرد و لزوم حضور فرماندهان در صحنه هاى درگیرى، تلفات کادر یگان ها نیز افزایش یافت. در این مقطع، به ویژه در عملیات هاى خیبر، بدر و والفجر ، تعدادى از فرماندهان سپاه، به شهادت رسیده و یا به سختى مجروح شدند. تنها، در عملیات هاى بدر و خیبر بیش از 9 تن از فرماندهان ارشد از جمله: حاج ابراهیم همت، فرمانده لشکر 27 حضرت رسول (ص)، عباس کریمى که به جاى حاج همت، هدایت لشکر27 را به عهده گرفته بود؛ اکبر زجاجى از معاونان لشکر 27؛ مهدى باکرى، فرمانده و حمید باکرى و یاغچیان، جانشینان لشکر 31 عاشورا، حاج محمودستوده، جانشین تیپ 33 المهدى، تجلائى از فرماندهان لشکر 31 عاشورا، بهروز غلامى، فرمانده تیپ 15 امام حسن (ع) و برخى دیگر از فرماندهان یگان هاى سپاه به شهادت رسیدند. این فرماندهان همه در خط شهید شدند: حاج همت هنگامى که مى خواست با یک گروهان، خط را در جزیره مجنون حفظ کند، بر اثر ترکش توپ شهید شد. مهدى باکرى نیز پس از آن که حاضر نشد بسیجى ها را در غرب دجله تنها بگذارد، بر اثر اصابت تیر به شدت از ناحیه پیشانى مجروح شد.
هنگامى که وى را براى انتقال به اورژانس به داخل قایق در رودخانه دجله آوردند، به دلیل تسلط عراقى ها بر صحنه، بر اثر برخورد موشک آر.پى.جى قایق و جسدش سوخت و آب، خاکستر آن را به نقطه نامعلومى برد. سرداران دیگرى نیز تا مرز شهادت پیش رفتند اما سرنوشت آن ها جز این نبود؛ براى نمونه، برادر حسین خرازى در عملیات خیبر زخمى شد. وقتى که فرمانده جنگ و نماینده امام، آقاى هاشمى رفسنجانى حمله از محور طلائیه و باز کردن راه زمینى به جزیره را مرز بهشت و جهنم خواند، شهید خرازى با لشکر خود- لشکر امام حسین (ع)- وارد عمل شد اما نزدیک ظهر و در اوج درگیرى، به شدت مجروح شد، به گونه اى که با بدن پر از ترکش و یک دست قطع شده به بیمارستان انتقال یافت. او بالاخره به آرزوى خویش رسید و در عملیات کربلاى 5 به شهادت رسید و در جوار حضرت حق آرام گرفت.
جمع بندى
در مجموع، مى توان گفت این مقطع موجب شد که از نظر روانى تصمیم گیرى و طرح ریزى در اقدامات نظامى جمهورى اسلامى ایران از پیچیدگى خاصى برخوردار شود. این مساله از نظر روانى مهم ترین تاثیر را بر دشمن بر جاى گذاشت. در واقع، این روند، (با تاکید بر عملیات خیبر) همچون مقطع عملیات ثامن الائمه، مبدا تحول جدیدى در جنگ بود. در عملیات ثامن الائمه (ع)، جسارت انتخاب منطقه وسیع که قبل از آن سابقه نداشت، یک ابتکار عمل به شمار مى رفت و لذا، مبدا تحولات بعدى صحنه جنگ شد. آن عملیات، زمینه و خواستگاه استراتژى عملیاتى جدیدى و تاکتیک هاى ویژه بود که در عملیات رمضان متوقف شد. در مقطع دوم نیز همین تحول به چشم مى خورد و عملیات خیبر خواستگاه و مبدا استراتژى عملیاتى جدیدى شد که در یک روندى تکاملى رشد یافت. غافل گیرى، پیچیدگى مانور، مانور آبى- خاکى برجسته ترین نمودهاى عملیات هاى بعدى بودند که از مقطع ناشى مى شوند.


 التماس دعا

| |
لينك ثابت | نوشته شده توسط سید محمد حسین انجوی | در پنجشنبه پنجم اسفند 1389 | ساعت1:51